|
مناجات شبانه
نمیدونم شب چه سری با خود دارد .همیشه فکرمیکنم شبهابه خدا نزدیکترم.شبها احساس میکنم خدا از عرش خودفرودمی آید وبه انسانها نزدیکترمیشودطوری که براحتی میتونی خودتو تو آغوشش رها کنی.سربر زانوانش بگذاری وتاخودصبح باهاش حرف بزنی ورازو نیازکنی.میدونم ومطمئنم که خدا هم باآغوش باز پذیرای ماست.خدا همیشه گوش به زنگ است تاببیندکی صدایش میزنیم. شب وتاریکی بهترین بهانه ست تا بدون هیچ خجالتی تنهای تنها برای او اشک بریزی وراز ونیاز کنی.اگه بدونید چه حالی به آدم دست میده.سبک میشی اونقدر که فکر میکنی میتونی تا اوج آسمون پرواز کنی.اونقدر که فکرمیکنی میتونی براحتی روی آب راه بری.اونقدر که میتونی به کائنات فخربفروشی که اینقدر محبوب پروردگارت هستی خدا مارو برترین مخلوق خلق کرد.طوری که تموم ملائک بهمون حسادت کردن.ولی ای بسا افسوس ودریغ که با دست خودمون .خودمون رو مغضوب درگاهش میکنیم. آفریده ای بشیم که همه کائنات به درجه مون حسادت کنن.وچه سعادتمند است کسی که مورد لطف خدایش قرار میگیرد ومعبود اورا به ملائکش نشان میدهد ومیگوید این آفریده ای ست که بشما گفتم اورا سجده کنیدحال ببینید وخود قضاوت کنید که او برتر است یا شما؟؟؟ سعادت میخواهد وهرکسی نمیتواند به این سعادت نائل آید. معبودا عاقبت ماروهم ختم به خیر کن ومعرفت شناختت رو نصیب منه کمترین هم کن.آمین.
خدایاچرا به هرچی دل میبندم پوچ وتوخالی از آب در میاد؟ ترین چیزهای دنیای خودت رو توش جامیدی.فکر میکنی برترین گنجینه عالم رو جمع آوری کردی. اینکه میگم گنجینه نه که فکر کنید از نظر مادی میگم نه هرگز. که مادیات هرگز برای من اونقدر ارزش نداشته که واسه از دست دادنش اینقدر بشکنم.تموم چیزایی که ازشون واسه خودم گنجینه ساختم شاید تونظر خیلی ها بی ارزش باشه ولی واسه من والاترین ارزشها رو داشته . دارم که از نظر خیلی ها دیوانگیست ولی من اعتقادات خودم رو دارم . قابل قبول نیست.چطور میتونم گنجی رو که تادیروزاینقدر واسم عزیزبوده بذارم کنار خدایا فقط وفقط تومیدونی من چی دارم میگم تویی که از دل خونینم خبر داری ومنظورم رو میفهمی وخودت هم شاهدی که نمیتونم با این تضادها کنار بیام وچه عذابی دارم میکشم دلبستگی پیدا کرد وببین وبگذر بیشتر از این ازم نخواه که دلبستگیهامو ول کنم. اونهایی که بریدن که هیچ سعی میکنم باهاشون کنار بیام وهموار خاطره خوش گرمی وجودشان بامن خواهند بود.ازدست داده هااینقدر واسم عزیزبوده که نبودنشان هرگز واسم عادت نخواهند شد ومن تا ابد اشکم برایشان خواهد بارید وخواهد بارید.نذاربیشتر ازاین بشکنم .منکه همیشه رضایت تو مدنظرم بوده مستحق این بیرحمیها نیستم.هرگز نخواهم توانست با از دست داده هاکنار بیام. چقدر لذتبخش بود درچنین موقعیتی که دلم بدجور شکسته دعوتم کنی تا با سر بسویت بشتابم.حالا یه کاری واسم بکن خدای محبوبم اقلا مونده ها رو خودت واسم حفظ کن نذار بیشتر از این احساساتم بشکنه.
چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي
چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي براي ما که خسته ايم نه؛ ولی براي عده اي چه خوب شد نيامدي تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نيامدي قربون قدمهاتون آقاجان فردا که جمعه هست وروز میلادتون چه جمعه ای زیباتر ازاین جمعه جمعه يعني يک غروب وعده دار وعده ترميم قلب ياس زار جمعه يعني مادر چشم انتظار در هواي ديدن روي نگار جمعه يعني يه سماء دلواپسي ميشود مولا به داد ما رسي؟ برای سلامتی و تعجيل در ظهور حضرتش صلواتی به پيشگاه حضرتش تقديم کنیم تا اين شب را ستاره باران کنیم به ذکر صلوات
|
About![]()
اینجا دنیای منه دنیایی که هرچی تو دله تنگمه میتونم براحتی با معبودم درمیون بذارم گاه ازفرط Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
سورنا |